اما امسال مدیون عدد ۱۹ و روزهای چهارشنبه شدیم!
و همه دارن به سرعت بیشتر از ۱۵۰ تا از کنارت رد می شن
و تو همون جا واستادی باز هم !
اون موقع ست که بهت می گن : دچاره احساس سکون شدی
و هنوز همون اول راه موندی!
غژغژ گهواره های کهنه و جرینگ جرینگ زنگوله ها
دوست خوب من
وقتی مادری بمیرد
قسمتی از فرزندانش را با خود زیر گل خواهد برد
ما باید مادرانمان را دوست بداریم
وقتی اخم می کنند
وبی دلیل وسایل خانه را به هم می ریزند
ما باید بدویم دستاشان را بگیریم
تا مبادا خدای نا کرده تب کرده باشند
ما باید پدرانمان را دوست بداریم
برایشان دمپایی مرغوب بخریم
وقتی دیدیم به نقطه ای خیره مانده اند
برایشان یک استکان چای بریزیم
پدران پدران پدرانمان را
ما باید پدرانمان را دوست بداریم ...
حسین پناهی
باز هم cannot find server می دهند!
- خسته ایم از این cannot find server ها!
اما بازم انجامش می ده
تلاش می کنه و ابلهانه امیدواره!
مثل اینکه یه مسابقه رو دیده باشی
اما بازم نگاه می کنی و امیدواری
شاید این بار نتیجه بر عکس بشه!
+ حس قویه سر خوردن روی برف و یخ رو دارم! کاش برف بباره!!!!
بعضی هم عوضی!
رفتم
می خواستم بروم
ماندم
نه رفتن مهم بود و نه ماندن
مهم
من بودم
که نبودم...
گروس عبدالملکیان
خمیری که مخمر داره سریع تر ورز می یاد
اما بدون مخمر آرد به اندازه ی خودش رشد می کنه.
من در کل فهمیدم که نمی خوام مثل اون خمیر بدون مخمر باشم!
به دعوت دختر حوا! برایه دومین بار مرسی!
تنها قانونی که تو زندگی یاد گرفتم و شاید هیچ وقت هم اجراش نکردم!
فکر ش رو نمی کنی!
می گی تازه اولشه...
حتی فکر نمی کنی ...
یه بچه داشته باشی...
اما بعد کم کم...
زمان می گذره...
خودتم نمی فهمی چه طور...
اما حالا که ۲۴ سال از اون روزمی گذره
باور می کنی که راستی راستی گذشته!
* بیست و چهارمین سالگرد ازدواجتون مبارک!