و همه دارن به سرعت بیشتر از ۱۵۰ تا از کنارت رد می شن
و تو همون جا واستادی باز هم !
اون موقع ست که بهت می گن : دچاره احساس سکون شدی
و هنوز همون اول راه موندی!
غژغژ گهواره های کهنه و جرینگ جرینگ زنگوله ها
دوست خوب من
وقتی مادری بمیرد
قسمتی از فرزندانش را با خود زیر گل خواهد برد
ما باید مادرانمان را دوست بداریم
وقتی اخم می کنند
وبی دلیل وسایل خانه را به هم می ریزند
ما باید بدویم دستاشان را بگیریم
تا مبادا خدای نا کرده تب کرده باشند
ما باید پدرانمان را دوست بداریم
برایشان دمپایی مرغوب بخریم
وقتی دیدیم به نقطه ای خیره مانده اند
برایشان یک استکان چای بریزیم
پدران پدران پدرانمان را
ما باید پدرانمان را دوست بداریم ...
حسین پناهی
باز هم cannot find server می دهند!
- خسته ایم از این cannot find server ها!
اما بازم انجامش می ده
تلاش می کنه و ابلهانه امیدواره!
مثل اینکه یه مسابقه رو دیده باشی
اما بازم نگاه می کنی و امیدواری
شاید این بار نتیجه بر عکس بشه!
+ حس قویه سر خوردن روی برف و یخ رو دارم! کاش برف بباره!!!!